- ۱۳۸٢/٦/٢۳
متاسفم که شعرای خوبی نمی نویسم اما دوست دارم که حرفای خودم رو بنویسم. حالا شما سخت نگیرید دیگه. 

-------------------------------------------
با صد هزار جلوه برون آمدي كه من
با صد هزار ديده تماشا كنم ترا
مي سوخت ز حسرت اين نگاه دردناك
شرم ليكن مانع آن شد كه صدا كنم ترا
آمدي اما رفتنت هردم پريشانم نمود
نفرين به من اگر دمي ز يادم جدا كنم ترا
دل سوخت و آتش زد و رفت از سينه
باشد اي دل كه هزار شب تمنا كنم ترا
