اي عشق از ماندن بگو
اي عشق از ماندن بگو
ايثار كن
يا مرگ خود را در دلم
انكار كن
گل خواستي بر داده ام
جان خواستي سر داده ام
فرمان نبرد اين سر اگر،
بر دار كن
گفتي كه رسوا شو شدم
برقامتم تا شو، شدم
رسوا اگر چون من نشد
اصرار كن
دل از تو آبادي نديد
از تو كسي شادي نديد
اي عشق ويران مي كني
اقرار كن
اي يار ناليدي ز عشق
همواره باليدي به عشق
اي عشق خود را در دلم
تكرار كن



