- ۱۳۸۳/٧/٥
چرخه باران و عشق
واژة زيبايي است
روي يك صفحة رنگي
دو ورق دست نوشته
يك دست پر از خاك
سينه اي پر ز روياي شبانه
چيدن گل روي آب
قصه اي رويايي است
صحبت يك شب دو شب
درد يك مست خرابه
حرف ما پايان نيابد
ديده ات باراني است
دوري و نزديكي،
آسمان و لب حوض
كوچة تنگ دهانه
پاية كوه بلند
دو قدم عشق پياده
سجدة آدم به شيطان
موجب رسوايي است
آمدن، رفتن، نشستن
دو سبد فكر كجاست؟
بازي و مشق نوشتن
بوي گند يك كلاغ
نقطة پايانش كجاست؟
دوري آدم و حوا
نكتة آغازي است
