- ۱۳۸۱/۱۱/۱۸
سر اين سرا بيابيد
نفس از صدا بپوييد
سري از سران بجوييد
گلي از كلام بوييد
بُرد از دلم امانش
كُشد اين هوس، نگاهش
رسد اين دلم به كامش
كشد اين صدا به دامش
«سل المصانع ركباً تهيم في الفكواتي
تو قدر آب چه داني كه در كنار فراتي»
تو كامياب شدي و من به جستجوي يار
تو آرميدي و من به كند و كاو و حصار
او اشك چشم خواهد
من گوشة نگاهش
او با دو صد تفقد
من عاصي اطاعت
او رهنما فرستد
من گمشده بيابم
او راه مي نمايد
من خارها ببينم
او كِشت جام زرين
من كيميا بجويم
او در دلم نشانده
من اجنبي ببينم
او واضح الوضوحات
من كشف واجباتم
نفس از صدا بپوييد
سري از سران بجوييد
گلي از كلام بوييد
بُرد از دلم امانش
كُشد اين هوس، نگاهش
رسد اين دلم به كامش
كشد اين صدا به دامش
«سل المصانع ركباً تهيم في الفكواتي
تو قدر آب چه داني كه در كنار فراتي»
تو كامياب شدي و من به جستجوي يار
تو آرميدي و من به كند و كاو و حصار
او اشك چشم خواهد
من گوشة نگاهش
او با دو صد تفقد
من عاصي اطاعت
او رهنما فرستد
من گمشده بيابم
او راه مي نمايد
من خارها ببينم
او كِشت جام زرين
من كيميا بجويم
او در دلم نشانده
من اجنبي ببينم
او واضح الوضوحات
من كشف واجباتم
