آرزوهايي دور
خوابهايي شيرين
دوستاني زيبا
درختاني پرگل

مردمي خسته از يك عمر زندگي
زندگي خسته از اين همه رنگ
رنگها خسته از دست نقاش
نقاش خسته از دست اين مردم!

رنگها تكراري
حرفها رويايي
عشقها نا مفهوم
و جدايي نزديك

تنها چراغ روشن اين راه تويي
پناه يك چشم اشك
مامن يك دل پر
و قرارگاه يك دنيا ويراني

تنها يكبار ديگر
تنها
خسته ام
از خستگي ها خسته ام
در بسوي زندگيها بسته ام
مي روم بازهم تنها
«صدا كن مرا صداي تو خوب است.»

سعيد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
« دل ديوونه چون شب زده ها
سايه به سايه توي راه تو بود
يه معما شده، كه اين جدايي
كار من يا كه گناه تو بود

حالا هر چي بود،
حالا هر چي كه هست
از تو هر خاطره
تنها دل ما شكست »