هر روز من، پازلی از روزمرگی هاست. هرکدام از قطعات هم جا نمی شود،

می ماند برای پازل فردا.
 تکه هایی هم هست که پازل هر روز من طاقت گنجاندن آن را ندارد.
قطعاتی هم هستند نوک تیز باید قطعه نوک تیز دیگری را کنارش قرار دهی

تا نظم پازل حفظ شود.
قطعاتی که آنقدر شکل رندومی دارند که جور آن محال است!
و قطعاتی دایره ای، دایره های کوچکتر از r^2=1 که پایدار هستند.*
اما هر روز هرقدر پازل را مرتب می کنی باز هم چند جای خالی در آن می

ماند. نمی دانم شاید قطعه ای جابجا شده است.
با این مغز سیالاتی باید به این نتیجه برسی که تنها چیزی که همه جاهای

خالی مانده را می تواند پر کند، سیال است. ولی نه آنکه تابع معادلات نویر

استوکس** است. بلکه معادلات غزل در آن جاریست. آنقدر جاری که خود را

هم می برد.
----------------------------------------------
*- اهل کنترل اتوماتیک باید بدونن: هر سیستمی که قسمت حقیقی

قطبهای معادله اش منفی باشه یا تو مختصات قطبی داخل دایره واحد باشه

پایداره. یعنی هر ورودی متناهی بگیره بینهایت نمی شه!

**-اینم که اهل مکانیک سیالات: معادلات حاکم بر سیال که مربوط به

چگالی و حجم و سرعت و دما و فشار سیال می شه. تا حالا هیچ بنی

بشری این معادلات رو حل نکرده!