- ۱۳۸٥/٧/٢۳
شب است و دیرهنگام
شب تنهایی یک مرد
شب خاموشی خانه
شبی غمگین
شب مردی آزاده
شب عشق شکسته پهلو
شب اشک یتیمانه
شب سوزاندن درها
شب عشاق جاودانه
شبی کوتاه
در میان روزهای تاریک
شبی نزدیک و صبحی صادقانه
شبی سرشار از آرزوهای نمناک
شب صورتگری های کودکانه
شب نجوا
شب افشردن گرد علاقه
شب پیراهن پاره
شب مشکی پر از امید
