- ۱۳۸٥/٩/۸
پاییزی ترین نگاه
لحظه هایی بی خبر
و چه دنیایی وحشتناک
لحظه ای غمگین
لحظه ای دیگر شاد
آرزو
پیوند شادی و غم
خیر و شر
خاطراتی مبهم
و تصویری که ندیده پاک می شود
دریا بازهم دریاست
حتی یک قطره کمتر
موج می آید
تنی بر آب زن
«... زندگی، تر شدن پی در پی »
من نیز
روی قایق فهمیدم
آشنا با دریا نیستم
دو سال گذشت
سختی راه دریا هنوز زیر دندانهایم صدا می دهد
دریا
مبهم و تاریک است
نور یادت نرود
روی به افقهای دور یادت نرود
تسلیت و تقدیم به خوبی هایت
