سلام شبانه به ياران بيدار

دختري بقول خود فرزانه
به دنياي مجازي،
سبد به دست گرفته
گل پژمرده مي فروخت.

گل خوشبوي تو به چند؟
نفروشيد آن را!
گل اين باغ فروشي نيست.
گل اين باغ در سبد نمي گنجد.

گل اين باغ نمي ميرد،
تشنه هم باشد، باز گرم است.

گلچينان در كمين
گلبينان در حزين
گل دوستان در انتظار
گل پويان ز مي خمار

حيف و صد حيف كه از پرده برون افتد راز
پاي راه رفتن نيست
نه گماني بر پرواز

آسوده به انتقام
ساكت از خيال خام
بيهوش از صداي رود
باهوشم ز اين ركود
اي لعنت بر اين سجود
اي لعنت بر اين عمود